حال و هوای محرم
بعد چند سال کرونا و محدودیت امسال دوباره محرم رنگ و بو گرفت .
واقعا دلم واس این حال و هوا تنگ شده بود .
هر چند حرف و حدیث های زیادی واس محرم و امام حسین در اوردند ... یه عده عربش کردند و عرب ستیزی راه انداختند ...یه عده دشمن ایرانیاش کردند . و برخی هم وصله تاریخی بودن بهش زدند که چرا چنین و همچنین...
اما من یه امام حسین از کودکی تو ذهنم ساختم ...شجاع و مهر بان و مظلوم
نیاز داشتم دلم بسوزه ...اونم واس مظلومیت و شجاعت یه مرد مهر بون .و چند قطره اشک واسه اون همه ظلمی که بهش شد .
و از این طرف به دلم بد جوری شک افتاده بود.
رفتم سراغ تاریخ طبری ببینم دقیقا قصه چی بوده به دور از افسانه سرایی های مداحان و پیاز داغ ملا ها .
و چقدر واقعیت با داستان و افسانه هایشان فرق داشت .
مردانی دیدم شجاع و نترس که تا اخرین قطره خونشان پای آرمانشان ایستادند.
و از ان طرف مر دمانی بد قول و پیمان شکن ...
یک طرف مهمانانی که با شمشیر پذیرایی شدند .
و میزبا نانی که سفره شقاوتشان تاریخ ساز شد مهمانی را کشتند که به خوب بودنش اعتقاد داشتند و راهی را انتخاب کردند که میدانستند بد ترین راه است .
حرفهای تکراری نمی خواستم بزنم .
اما اکنون به خودم می اندیشم اگر در ان زمان بودم انتخابم چه بود .
چندین بار در زندگی واقعیت ها را دیدم ولی مسیر دیگری را رفتم .دل سپردم ولی جنگیدم ...نمک خوردم و نمکدان شکستم .
و چه بد کار نا مه ای دارم
گویا از امروز باید به حال خودم بگریم !!!