قرعه شانس خلقت برای ما جفت شیش آمد و ما انسان خلق شدیم .
اشرف مخلو قات
داری قدرت اندیشه و انتخاب
همه ی مو جودات رفتار ونخوه ی زندگیشان بر نامه ای است
که بر اساس نیاز های جسمی و مکانی وتوانایی هایشان بالفطره در ذاتشان نهاده شده .
درنده خویی با گرگ زاده میشود و او انتخابی ندارد .
غرور و قدرت و شجاعت با شیر متولد میشود گویی خلق شده که سلطان حیوانات باشد .
آهو چشمان دلربایی دارد که هیچ شکار چی نمی تواند از آ نها بگذرد .
و شکار آ هوی گریز پا فقط برای شکار چیان مصمم مقدور است و بس .
عظمت فیل تنها راز بقای اوست وگرنه حیوانی به این مهر بانی طبیعت به خود ندیده است .
هر موجودی در خلقتش رازی دارد و نقطه ضعف و قوتی که بقایش را تضمین می کند .
و اما نقطه ضعف و قوت انسان انتخاب های اوست .
تفکر و تجربه ارکان انتخاب های درستند .
لیک انتخاب درست و معقول نیز ممکن است دچار لغزش و تزلزل شود
زیزا همبشه انتخاب درست نتیجه مطلوب خروجی اش نمیشود .
و عواملی خار ج از خواست و توانایی ما نتیجه را تغییر خواهند داد .
و اینجاست که می گوییم انسان جایز الخطاست
آنها که به عمد اصرار به خطا کردن دارند به حال خود و وجدانشان رها کنیم .
....................................................
و اما
خواستم بگو یم چه نگاه فوق العاده ای داری .
آن کسی که خوبی تو را می بیند قدر دان و دوست توست .
آ ن کسی که خوبی تو را نمی بیند نگاهش و اندیشه اش متفاوت با تو ست .
آ ن کسی که اشتباه تو را می بیند قرار است قضاوتت کند .
و آ ن کسی که اشتباه تو را هم نمی بیند حتما عاشق توست .
چه قدر ما انسانها به اولی و آخری نیاز مندیم و چه قدر به آن سایر ین گر فتار .
در همه ی این سالهای عمرم چه قدر انرژی و مشقت کشیدم تا نگاه ان سایرین را تغییر دهم
و افسوس که دیر فهمیدم که مشکل من نیستم بلکه نوع نگاه انهاست .
و انگاه که خسته و کلافه از این همه تلاش بیهوده به پایانی بی سر انجام می اندیشیدم .
...تو پیدایت شد
با ان نگاه فوق العاده ات گویی دو باره متولد شدم .
مرا همبن گونه که هستم قبول کردی .
با تمامی خصو صیات خوب و بدم ..با تمام توانایی ها و معایبم .
و مثل یک باغبان مهر بان مرا در آغوش تو جه ات گرفتی .
باعث شدی دوباره شکوفه های امید در من شکو فا شود
خود گمشده ام را دوباره پیدا کنم به سمت کامل شدن گام بر دارم
دوباره بنویسم و دوباره نقش بر بوم بزنم و دوباره شعر بگویم
تو مرا عاشق کردی با نوع نگاهت با آن دل مهر بات و با آن احساس قشنگت
تو اشتباهات و معایبم را نادیده گرفتی تا من به توانایی هایم ایمان بیاورم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ ساعت 19:48 توسط Mr
|