عجیب دوست داشتنی هستی!
یک روز میان این بر و بیا های ایام زندگی چشمت به بر گ های تقویم زندگی ات می افتد .
بر گ های تقویم همیشه خوش خبر نیستند .
همیشه که نباید بوی گل محمدی از لای بر گ های تقویم به مشام برسند .
همیشه که نباید ایینه ناز چهره ی تو رو بکشد .
چروکی نشسته بر پیشانی ات و تولد تار های موی سپید لای مو هایت خوش خبر نیستند .
شاید عمیق تر فکر می کنی و با تجر به تر بر مر کب زندگی سوار باشی .
شاید قله های افتخار بسیاری را فتح کرده باشی و خیلی از ارزو هایت دیگر برایت خاطره شده باشند .
اما وقتی به پشت سرت نگاه میکنی میان ان همه افتحارات و اتفاقات و خاطرات ریز و درشت
جای خالی بعضی چیز ها ..بد طوری به دلت چنگ میزنند .
جای خالی بعضی ادمها ..جای خالی برخی تجر به ها و سفر به جاهای خاص
جای خالی شن بازی توی ساخل و راه رفتن زیر بارون یا سر خوردن روی بر ف های پیاده رو
و جای خالی یه عشق و یه نفر مثل تو
که وقتی صدایش میزنی با جانم جوابت بده .
وقتی هست اونقدر کنارش حالت خوبه که گذر زمان رو نمی فهمی
به چشاش که نگاه می کنی ...جز خودت توش هیچی نمی بینی
طوری نیگات میکنه گویی سالهاست ندیده تو را
و وقتی نیست دلتنگیش امان از دلت میبره .
یکی مثل تو که صبح تا شب نگرانت میشه و برای داشتنت می جنگه .
حتی با خودش
تو با اومدنت جای خالی بزرگی رو تو زندگیم پر کردی جایی رو که هیشکی نتونسته بود پر کنه .
یکی مثل تو که برای با تو بودن سر از پا نمیشناسه
وقتی دورت شلوغه و انبوهی از مشغله ها ریخته روی سرت ..من مهمترین دغدغه تو هستم .
و این تو عجیب دوست داشتنی هستی .
وقتی خسته و کوفته بعد ساعت ها کار برای دیدنم ساعت ها گوشی مو بایلت رو چک می کنی
و از استراختت میگذری ... این تو دوست داشتنی ترین "تو " دنیا میشی برای من
و این تو یی که هر شب برای شاد کردنم و برای ذوق کردن کو دکانه ام نامه ای امید بخش
با زیبا ترین و قشنگترین و احساسی ترین کلمات برایم می نویسی و زیر بالشتم می گذاری
تا من هر روز صبح به شوق خواندن نامه هایت به استقبال طلوع افتاب بروم .
در زندگیم جای یکی مثل تو خیلی خالی بود
عزیزم ..جان دلم
تو خیلی خیلی خاص هستی
و خیلی خیلی دوست داشتنی .