سلطان عشق
بکی حسین شد اسطوره ی عشق
یکی عباس شد اسطوره ی ایثار و گذشت
و یکی زینب شد اسطوره ی صبر
و ما هر سال بر سینه و سر میزنیم
و عزا میگیریم و اشک میریزم
و برای قافله سالار عشق کوی و برزن را سیاه پوش می کنیم
و رخت سیاه بر تن می کنیم
ما سالهاست قافله ی عشق را در وجودمان گم کرده ایم .
و در جستجوی ان محرم به محرم سراغ سلطان عشق را می گیریم
گم شده ای داریم در وجودمان وهر عاشورا
پرسه میزنیم در وجودمان تا شاید میان این انبوه عشق و ایثار و گذشت
ذره ای از عشق حسین و مرام عباس و صبر زینب
جاری شود در زندگی مان و در وجودمان
که اگر جاری شود ان یک ذره چه می کند !
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۳ ساعت 18:25 توسط Mr
|