در دوره و زمانه ای که تکراری شدن عمر همه چیز را محدود کرده

از مبل و پرده و فرش ولباس گرفته تا خانه و ماشین و حتی افکار و عقایدمان

دوستی ها و رابطه ها نیز از گزندش در امان نما نده اند .

با هم بودن هایی که که تحمل چرخه ی چهار فصل را هم به زور می کنند

وبه عادی شدن و تکراری شدن گرفتار میشوند .

و آ نها یی که دوام اورده اند ..هر روز در جدال بر سر تکراری نشدن

به جان خود شان افتاده اند .

روزی به دنبال رنگ و روز دیگر زیر تیغ جراح و دیگر روز برای تغییر ساختار زندگیشان گرفتار صد حیله و ترفند .

در این دوره و زمانه تکراری شدن گناهی است کبیره و اگر به روز نباشی محکومی به تنهایی .

باید هر روز خودت را به روز رسانی کنی از لباست گرفته تا گوشی مو بایلت و اندیشه و عقایدت

و حتی دوستانت را به روز انتخاب کنی .

.....................................

اما مگر میشود تو تکراری شوی

من به تکرار دوست داشتنت هر روز چشم می گشایم

یک روز با تو بودن را میشود عمری هر روز زندگی کرد.

یک نامه ات را روزی صد بار خواند و از خواندنش خسته نشد .

به صدایت گوش داد و به پایان نرسیده مو سیقی صدایت دو باره آن را پلی کرد .

و از شنیدن صدایت هر گز سیر نشد .

میشود ساعت ها و روز ها و هفته ها و ماهها و سالها به تماشای تو نشست

و از جذابیت تو ذره ای در قاب چشمانم کاسته نشود .

هر روز از تو واژه " دوستت دارم" را بشنوم و هر بار گویی اولین بار است میشنوم

ذوق کنم و تپش قلبم را احساس کنم .

تو تکرار نمی شوی که روزی بخواهی تکراری شوی

خواستنت ... خواسته ی امروز و دیروز نیست

خواستنت گویی سالهاست در دلم ریشه کرده .

و دوست داشتنت را با هر نفسم تکرار می کنم .

و دوست داشتنت جاری است در کل زمان

پیوسته و هر لحظه در حال شکفتن