تو را می جویم هر صبح با اولین پرتو های خورشید و با تو همراه میشوم تا لحظه ای که پشت کوه حبسش کنیم .

سراغ تو را از نگاه هر ‌آشنا و غریبه ای میپرسم و شمیم تو را میان کوچه ها و از هر گلی می جویم .

از دورترین فاصله ها قلبم را در میان محبت دستان گرفته ای و مرا در چشمان خودت می ستایی آنچنان که تو را من در قلبم می پرستم .

تو را می جویم در گردش پیوسته ی ثانیه شمار ساعتم و با تو تک تک برگ های تقویمم را ورق زده ام و دفتر خاطراتم را با شوق دوست داشتنت رنگ زده ام!

من صدای قدم های عشق را به وقت دویدن چشمانت شنیده ام و در قلب تپنده ی زمان طعم شیرین انتظارت را چشیدم . تولد دوباره ام را چون پروانه ها تجربه کردم و سوختن عاشقانه را از نور شمع نگاهت آموختم .

تو را می جویم در میان عطر گلهایی که غنچه ی لبخندشان هوش از سر هر رهگذری میبرد .

تو را می جویم در ستارگانی که آسمان شب را فرا گرفته اند و به هر بیننده ای چشمک میزنند .

تو را می جویم در فالی که همیشه خوب می آید و شعری که عطش تو را دارد در هر قافیه ...!

در نسیم وزنده و پرواز هر پرنده و هزار رنگ بنفشه تو را می بینم و در تپش هر مو ج دریا و موسیقی گوش نواز باران و ضرب آهنگ قلبم تو را میشنوم .

در هر چیزی که یاد می کنم و در هر حرفی که بر زبان می آورم و هر متنی که می نویسم تو را می جویم .

من تو را یافته ام در رقصیدن ستاره ها و زیر چتر مهتاب و در برکت بی انتهای گندمزار ها

در کلماتی که با نام تو جان میگیرند و به شوق تو بر این صفحه می بارند و به عشق تو جاری میشوند دیده ام .

هر کجا زیبایی است تو زیبا ترینی و در محفل خوبان تو خوبترینی و در شاه نشین قلبم تو بهترینی ...

من تو را در اشتیاق تپش های قلبم یافته ام و در نفس های عمیق معنی دارم .

من در جستجوی تو " عشق " و " دوست داشتن " و " خودم " را یا فته ام ...