من یک انسانم

گاه آفتابی ام و گاه ابری

گاه در آرامش غوطه ورم و گاه چون دریا طوفانی .

گاه دیوان حرف میشوم و گاه لبریز از سکوت .

گاه بی حسم و بی احساس و گاه چون بال پروانه ... زیبا و ترد و پر تب و تاب !

من یک انسانم

گاه صبرم می رسد به عمری انتظار و گاه طاقتم به آنی به سر می رسد .

گاه به هزار دلیل شاد نمی شوم و گاه بی هیچ بهانه می خندم .

گاه به صد نیشتر خم به ابرو نمی آورم و گاه به خم ابرویی می میرم .

من یک انسانم

عاشق و دلداده " تو "

من در کنار تو دچار گاه گاهی نیستم .

در کنار تو برایم هیچ فرقی نمیکند بهار باشد یا پاییز

افتاب باشد یا مهتاب ...دنیا به ساز دلم برقصد و یا دنیا مرا به ساز خود برقصاند .

وقتی دل تو با من است و دل من با توست

دیگر چه اهمیتی دارد غم با چه ترفندی گریبانم را بگیرد وغصه با چه قصه ای سراغم بیاید .

تو را که دارم گویی تمام غم ها و غصه ها در پس بودنت به در بسته می خورند و دلیل تمام شکرانه های من میشوی .

همه ی نبودنها را بودنت پر کرده است و همه ی خواسته هایم را خواستنت کم سو ودر همه ی دوست داشتن هایم تو حرف اول و آخر را میزنی !

من یک انسانم

همیشه نمی توانم خوب و کامل و بی نقص باشم ولی در نگاهت کامل و زیبا و بی نقص شدم .

همیشه نمی توانم درست و سنجیده و منطقی باشم ولی با تو عاقلانه تر تصمیم گرفته ام .

محبت و مهربانی ام همیشگی نیست ولی تو مرا با همه ی خوب و بدم دوست می داری .

من یک انسانم

مثل همه ی ادمها دوست دارم دوست داشته شوم و مثل تمام ادمها قلبی دارم که دوست داشتن را دوست دارد

و خوشا به حال من که به قلبم تو را دوست می دارم و به قلب تو دوست داشتنی ترینم . ..