برای آوا ( مرا ببخش ...!)
مرا ببخش !
که اینقدر دوستت دارم و مدام صدایت می کنم و تو را وصله ی جانم کرده ام .
مرا ببخش !
که دوست داشتنم با بقیه فرق دارد و بیشتر از هر کسی در این دنیا می خواهمت و بیشتر از هر کسی حواسم پیش توست !
مرا ببخش !
که هر صبح اولین کسی هستم که به تو سلام می کنم و تو را به یاد می اورم و همچون شبنمی بر گل احساس تو می بارم .
مرا ببخش !
که تو را با خودم همه جا می برم و هیچ لحظه ای را بی خیال تو نمی شوم . روزها به تو فکر می کنم و شبها با رویای تو به خواب میروم .
مرا ببخش !
که تو را با هر ترانه ای میرقصم و در هر کتابی می خوانم و در هر لبخندی می بینم و با هر شعری می سرایم و در هر نغمه ای می شنوم .
مرا ببخش !
که قلبی کوچک دارم در مقابل عشق ناب تو و نفسی تنگ دارم در هوای دلچسب محبتت .
صبرم در دلتنگی ات اندک شده و در بیان احساسم واژه هایم نا توان و حرف هایم تکراری شده است .
مرا ببخش !
به خاطر تمام نامه هایی که بدون نشانی برایت پست کردم و به خاطر تمام شبهایی که بدون شب بخیر من خوابیدی و
به خاطر تمام روز های نبودنم و به خاطر تک تک لحظات دلتنگی ات ...!
مرا ببخش!
که نتوانستم همچون ماه برایت مهتاب بیاورم و همچون پروانه دورت بگردم و از رنج دستان و غم دلت کم کنم و همچون مردی واقعی در زندگی ا ت باشم .