من دلتنگ تو ام

به قدر تمام لحظاتی که در دلم و در یادم هستی و در کنارم نیستی

به قدر تک تک تیک تاک ثانیه هایی که نیستی و یادت هست و خیالت هست و عشقت هست .

و من باز دلتنگم در همه ی لحظاتی که هم نگاه و هم کلام و هم نفسم هستی و حریصم که چرا زیاد نیستی !

من به قدر تک تک گلهایی که هر روز می بینم یاد تو می کنم و دلتنگ تو ام

من به قدر تک تک تصمیم ها و قدم ها و نفس ها یم دلتنگ تو ام .

من در هر نگاه مهربان و در هر لبخند شیرین و در هر صدای دلنشین

من در هر عطری که به مشامم میرسد و در هر شعری که می خوانم و در هر قاب منظره ی زیبایی که می بینم دلتنگ تو ام ...!

من به همراه شکوفه های بهار و در خنکای شربت به لیموی عصر تابستان و با انار سرخ شب یلدا و همچون تک تک دانه های برف زمستان دلتنگ تو ام.

من در قاب ایینه ی اتاقم و در خلوت خیالم و در همه ی فصل های تنهایی ام دلتنگ تو ام .

دوستت دارم بی وقفه و بی اراده و بی هیچ منطقی و دلتنگی ام نیز بدین حال مبتلاست .

برای من همه ی لحظات زمان عاشقی است و تمام فصل ها فصل دلتنگی ...!