قبل از آمدنت
قبل از آمدنت طلوع خورشید شروع دوباره ی یک روز عادی بود
و این روز ها طلوع خورشید پایان انتظار من است و شروع دو باره ی عاشقی
قبل ار آمدنت گلها خلقت زیبای خدا بودند با عطر خاص خودشان
و حال گلها همه جلوه ی زیبای تو هستند در نظام خلقت و شمیم عطر دل انگیز تو را می دهند در بی قراری های عاشقانه ام
قبل آمدنت باران نعمت خدا بود و جان بخش زمین
و حال باران نیز یاد تو را در قلبم زنده می کند و گویی به بیابان باریده و به گلستانی مبدلش میسازد .
قبل از آمدنت فاصله ها را با مقیاس ریاضی می سنجیدم
و حال فاصله ها را عشق و علاقه ام به تو معنی می کنند دور هستی و در دلم حضورت را احساس می کنم
و هر چه نزدیکتر میشوی دوریت دلتنگ ترم می کند و فاصله ها بی رخم تر بر احساسم چنگ می زنند .
قبل از آمدنت زمان را با ساعت می سنجیدم و نوسان تا ندول ساعت بی معنی ترین اتفاق دنیا بود
و حال ساعتم شده ساعت بودن و نبودنت ...زمان معنی دارد در بودنت زمان چه زود می گذرد و در نبودنت ساعت ها به خواب گویی می روند .
قبل از آمدنت واژه ها بلا تکلیف بودند و متن ها و جملاتم بی مخاطب ..سر گردان و حیران او
و با آمدنت واژه ها نیز برای تو دلبری می کنند متن ها با مرکب عشق تو نوشته میشوند .
قبل از آمدنت زندگی تکرار روز ها بود و تکرار عادت ها و تکرار خوردن و دویدن و خوابیدن
و با آمدنت زندگی عطر عاشقی گرفت و تکرار دوست داشتن تو در لحظه لحظه آ ن جا ر ی شد .
عشق تو آرزو هایم را دوباره شکو فا کرد و خواستنت شد زیباترین راز پنهان این دلم .
حال من ....قبل و بعد آمدنت قیاس زمستان است با بهار ....شب است با روز و بوم است قبل رنگ و بعد نقش و رنگ
آری تو آمدی و زندگی ام را به دو نیم تقسیم کردی
به قبل از امدنت و بعد آمدنت