فراتر از عشق
گوهر عشق تو ست نگین قلبم .
عشق تو خورشیدی است تابناک
که در آغوش گرفته احساسم را
پای عشق که در میان باشد
در کنار خوشی هایش به هزار درد و دلواپسی و نگرانی جان گرفتار است
هر چه عشق و علاقه بیشتر این نگرانی ها و وسواس ها ملموس تر
اندیشه ات هر لحظه حوالی اوست و بیشتر دلواپسی هایت از بابت اوست .
ارام جانم نگرانی هایت را درک می کنم
این همه از عشق و علاقه ی توست به من
و دروغ برزگی است اگر بگویم این دوری و فاصله ازارم نمی دهد .
لیک تو مرا بهتر از خودم میشناسی .
که خواسته تو را بر خواسته خودم ترجیح می دهم
و من نیز هر گز خواسته ای که باعث آزار و نگرانی ات شود از تو نداشتم و ندارم و نخواهم داشت.
دوست داشتن من و تو هم داستانی است
تو غصه من میخوری و من غصه ی تو
تو دردت درد من است و من دردم درد تو
حاضریم هزار رنج به جان بخریم که خمی به ابروی دلبرمان نیاید .
عجب خواستنی است خواستن من و تو
زیباتر از هر دوست داشتنی وفراتر از هر عشقی