خوش به حال این کلمات و واژه ها که در وصف تو نوشته میشوند

لمس می کنند اخساس تو را و می بینند زیبایی هایت را

و شاید بشنوند صدای خنده ات را پس از خواندنشان .

خوش به حال این متن ها که برای تو نوشته میشوند

تو با شوق انها را می خوانی

و با چشمانت روی کلمه کلمه و سطر سطرشان قدم میزنی

و نمی دانم شاید بر خی از آنها را در آغوش هم گرفته باشی .

خوش به حال این صفحه که هر روز لبخند تو را می بیند .

و پریشانی گیسوی تو را شانه میزند .

عطر حضورت را من هر روز حس می کنم در این صفحه

لا بلای این دلنوشته ها زندگی می کنم با تو

از تو می نویسم و از دوست داشتنت

از بود نها و نبودن هایت

از زمزمه های عاشقانه ای که در دلم برایت کنار گذاشته ام

و از دلتنگی ها و بی قراری ها ی این دل عاشقم می نویسم .

و انتظار تو را می کشم در این غروب های دلگیر

که هیچ اتفاقی جز نو حال دلم را خوش نمی کند .

منتظرم تا بیایی و دو باره تو مخاطب

جانم و عز یزم و نفسم و عشقم و دلبرم باشی .

دلم برایت خیلی تنگ شده .

برای خند ه های زیبای بهاری ات

برای آن عاشقا نه های دلگرم کننده و تا بستا نی ات

برای ان نیمه قهر های پاییزیت

وبرای ان حرف های صادقانه و حیات بخشت

که گاه سر د و زمستا نی اند .

و تو همه فصل ت زیباست

و تو در همه فصل ها دوست داشتنی هستی .

تو همان سال نکویی که همه عمر به آن دلبستم

نکنم دل ز تو عشقم که همه مهری و بدان وابستم

عاشقت هستم و این دل نشود خسته ز تو محرم جانم

مقبول دلم نگردد متنی مگر صد بار بنویسم که دوستت دارم ...