کجایی ؟بیا دلبرم کمی حرف نزنیم بیا از سکوت لذت ببریم

بیا همدل و همنشین و همراه هم شویم

کنار هم روی نیمکتی یا روبروی هم دور میزی و یا همراه هم در کوچه ای

بیا با هم بودن را با سایر حواسمان تجربه کنیم .

میدانی که این زبان و گوش هرگز هم دیگر را درک نمی کنند

زبان یک چیز می گوید و گوش یک چیز دیگر میشنود .

بیا عزیز تر از جان

در سکوت می خواهد تمامی وجودم لب باز کند به سخن به جز لب هایم

و تمامی وجودم گوش شود و بشنود تو را به غیر از گوش هایم

بیا با لب های بسته حرف بزنیم

بیا پنجه ی دستانمان را به مهربانی در آغوش هم ببریم و با هم بودن را حس کنیم .

بیا محبت را با یند بند انگشتانمان به هم بیان کنیم و مهربانی را لمس کنیم .

بیا شور و اشتیاق و خواستن را در جام چشمانمان تما شا کنیم

و با هر پلک زدنی عشق را ورق بزنیم و در نگاه هم بخوانیم .

زل بزنیم به هم و بی تاب هم شویم

هر کلام و سخنی را حبس کنیم پشت لب های بسته مان

فقط گوش فرا دهیم به نفس هایی که می وزند از میان لب ها

و عطر دل انگیز دوست داشتن را که پراکنده می شود در فضا

در سکوت فقط صدای نفس هایمان شنیده شود

و صدای تپیدن قلب هایی که به عشق هم می تپند

و صدای بال زدن پرنده خوشبختی بالای سرمان

چه دلچسب و شیرین وخالص و ناب است این مهمانی سکوت

و قتی همه ی حواسمان جمع هم و جمع حواسمان به هم میشود .

جانان من