سوگند به لحظه ی تولد عشق تو
سوگند به آن طلوع خورشید تو
به تابیدن نور عشق و امید تو
سو گند به لحظه ی تولد عشق تو
به آن اولین جنبش قلبم به خاطر و یاد تو
سوگند به آن چشمان دریا یی ات
به آن قلب عاشق و مهربان و الباقی ات
به آن اولین نگاه من به چشمان تو
دل و جان و وجودم همه شد به قربان تو
سوگند به آن اولین بار که گفتی جان من
نمی دانی چه شوقی ز تو افتاد در جان من
به آن اولین غنچه ی لبخند که دیدم روی لبت
خدا می داند در آنی به صد دل شدم عاشقت
سوگند به اولین های تو به گرمای افتاب و نور مهتاب تو
مرا یک دل است از ازل می تپد تا ابد خواهد تپید با نام تو
بتی دارد قلب من نه از سنگ بلکه از عشق و آیین تو
شیدایم و می چرخم دور خود در طواف خانه ی عشق تو
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 21:5 توسط Mr
|