سفیر آرامش
مگر می شود در این دنیای شلوغ و بی قرار ومتشنج
دنیایی که سکون و سکوت و ثبات ندارد
همیشه که نه حتی لحظه ای در آرامش زیست.
هر لحظه رخداد ها و اتفاقات و حوادث آرامش ما را تهدید می کنند.
و نیاز ها و توقعات و حساسیت های درونی ما نیز بی نصیب نمیگذارند و بر هم میزنند ارمشمان را و گاه هم دست پیشی می گیرند
می دانیم که خوشبختی نهایت آرزوی هر انسانی است
که دو رکن بیشتر ندارد آسایش و آرامش و هر انسانی در تمام عمر در جستجوی این دو است.
و باید بدانیم که آرامش را باید هر انسانی در درونش جستجو کند
و بدون رسیدن به آن زندگی طعم شیرینش را از دست خواهد داد
و حتی ریتمش را و پریشانی و اشفتگی نتایج کار هایمان را نیز تهدید می کند
این آرامش درون نیاز است و داشتنش نعمت
و هر انسانی کم کم در طول زندگی متد رسیدن به آرامش خودش را پیدا می کند .
یکی خدا را پیشنهاد می کند
یکی با خواب و یکی با کار و یگی باکتاب و یکی با سیگار و ...به آرامش می رسد.
به اندازه تمام انسانهای روی زمین برای رسیدن به آرامش متد و راه هست .
و من
برای رسیدن به آرامش تو را انتخاب می کنم
روی تو دیدن دارد صدای تو شنیدن دارد و وصف تو گفتن دارد
و اندیشیدن به تو همه اش لذت دارد
لذتی به دلچسبی عشق و به شیرینتی آرامش
دوستت دارم و این بزرگترین ثروت قلب من است
ثروتی به اندازه نصف خوشبختی ام شاید هم بیشتر
آسایش در زندگی باشد و تو نباشی ...
میشود سفره ی بدون نان و حانه ی بدون بام و قاب بدون عکس
میشود من بدون قلب و قلبم بدون تو
باورت میشود ؟صبح که چشم می گشایم
گویی ویندوزم با کد یاد تو بالا می اید همان اول ناشتا
چند جرعه از یادت را باید بنوشم تا انگیزه بر خاستنم مهیا شود .
صبحی که با تو شروع شود ..
دیگر مهم نیست به دل کدام رود خروشان بزنم و در کدام دریای طوفانی سفر کنم
مطمئنم همه ی پر یشانی ها و آشفتگی ها و آشوب های روحم
را در کنار تو و در ساحل آرامش تو به فراموشی خواهم سپرد .
و حتی خستگی جسمم را با یاد تو از تن به در می کنم .
آرام جانم من تو را در نماز ...در کتاب و هنگام کار و هنگام خواب یاد می کنم
با تو بودن همه لذت است همه آرامش است همه زندگی است
تویی سفیر آرامش قلب و تمام وجود من
................................................
و نمی دانی در تمام مدتی که این متن را برایت می نوشتم چقدر خوشحال بودم
و چقدر احساس خوشبختی کردم که تو را دارم