معتاد نوشتنم برای تو
مخاطبم که تو باشی دیکر نوشتن موضوع نمی خواهد
برای نوشتن از تو و برای تو هر روز و هر لحظه در قلبم
جوانه ای شکفته میشود که گلبرگ هایی به لطافت احساس و به سرخی عشق دارند .
دوست داشتنت لذتی دارد همچون پریدن در آسمان و غوطه ور شدن در نیلگون ابر ها
لذتی همچون سر خوردن روی کمان رنگین کمان و طعم شبنم روی لب یار را دارد .
چشمان تو دیدن و نگاه تو بوسیدن دارد .
شنیدن صدای تو آرامش دارد و نجوای محبتت دلنشین ترین آوای دنیاست .
اینها انگیزه میشوند تا هر لحظه از لغات و کلمات برای تو رج به رج و سطر به سطر
فرشی ببافم صد رنگ و صد نقش
متنی بنویسم تارش محبت باشد و پودش از عشق و نقش تو چشمه جاری دشت گلگونش .
دوست دارم هر لحظه کنارت باشم نیستی به یادت باشم و هر لحظه جویای حالت باشم .
دوست دارم هستی نگاهت کنم و نیستی خیالت کنم .
رو برو یت بنشینم و با تو حرف بزنم و هنگام نبودنت بی تابی ام را بر این صفحه جاری کنم
و تو می دانی مرا و من میشناسم تو را
من می نویسم تا تو بخوانی مرا
ای جاودانه ترین در قلبم و ای ماند گار ترین احساس
.................................