شاید فرشته ها دیدنی نباشند

شاید صدای فرشته ها شنیده نشوند .

اما همیشه هستند در کنار من در کنار تو و در کنار همه ی ادمها

در قلب من و در قلب تو و در قلب همه ی ادمها .

فرشته همان مادر است با مهر و محبت بی حد و اندازه ی مادرانه اش

فرشته همان پدر است با دستان پینه بسته و مهربان و بخشنده اش

فرشته همان برادر است کمی غیرتی و خیلی نگران و همیشه پشت و پناه

فرشته همان خواهر است که مونس و همدم و راز دار من و توست

فرشته همان دوستی است که همیشه حاضر است همه جا بی دعوت و با دعوت و بی منت

و فرشته تویی که

مهرت هم اندازه ی مادر .. مهربانیت همچون پدر ...نگرانیت همچون برادر و مونسی همچون خواهر

فرشته تویی که همیشه و همه جا همراه منی مثل یک دوست مثل یک رفیق

فرشته تویی در قلب من

فرشته وحی عشق و محبتی در وجودم

دوست داشتن را به من یاد دادی .

عشق موهبتی بود که با تو در قلبم حک شد .

میدانم فرشته ها شاید هرگز دیده نشوند

اما من زیبایی فرشته ها را در تو می بینم من نغمه ی ارامش را در صدای تو میشنوم

لمس محیت و مهربانیت زیباتر از هر چهره ایست .

تو نقش یک فرشته ای در ذهن و قلب و وجود من .

من حتی فرشته ها را نیز شکل تو تصور می کنم .