به دنبال دلیلی بودم برای دوست. داشتنت

از چشمانم از تو پرسیدم؟

و در جواب شنیدم مهربانترو پر مهرتر از نگاهت ندیده اند

از گوشهایم از تو پرسیدم؟

.در جواب شنیدم آرامش موسیقی صدای تو را در هیچ دستگاهی نشنیده آند.

از قلبم درباره تو ‌رسیدم؟

و قلبم تپید و جواب دادهیچ کس تا کنون اینچنین عاشقش نبوده

و عاشقش نکرده.

می خواست از دوست داشتنت بگوید

که از دستانم ازتو ‌رسیدم؟

دستانم مرا در آغوش گرفتند

پرسیدند ازخودت گرمتر. کدام آغوش را سراغ داری؟

از خودت امن تر آغوشی پیدا کرده ای؟

و از خودت محرم تر به خودت میشناسی؟

و من دستانم را باز کردم و خیالت را در آغوش گرفتم

و در جواب گفتم .....،. تو