ساعت 00:00

این ساعت قرار من با توست .

قرار دل عاشق من با دل بی قرار تو

قرار چشمان مشتاق من با نگاه منتظر و بی تاب تو

بی هیچ قرار قبلی می اییم تا قرار باشیم برای دل بی قرارمان

می اییم تا این ساعت خاص شود ساعت تحویل هر روز مان

عشق امروزمان را به فردا تحویل دهیم وفردا را به فردایی دیگر

زوز ها ی خوش با هم بودنمان را به هم زنجیر می کنیم

زنجیری برای روزها و ماهها و سالها یی به اندازه طول یک عمر به قد یک زندگی

جانانم ای قرار دل بی قرارم ای آرام دل بی تاب من

یاد تو قرار هر لحظه ی من است در کافه ی خیالم .

خیالی واقعی از بودنت و دیدن و شنیدن و لمس تو با تمامی وجودم .

قرارمان شده لحظات پایانی هر روز و لحظات اغازین روزی دیگر .

لحظه ای که زمان ورق می خورد از روزی قدم می گذاریم به روزی دیگر .

پرونده ی امروزمان را می بندیم و صفحه سفید دیگری باز می کنیم .

نتیجه امروز مان را در کنار هم محک می زنیم و با هم به استقبال نوروز ی دیگر میرویم .

آری من در کنار تو هر روزم را تحویل می کنم و هر روزم نوروزی به یاد ماندنی است

تو در قلب منی و دعای حول الحالنای من

ساعت 00:00 یعنی

هیچ یادی نیست در من جز یاد تو

هیچ عشقی نیست در قلبم جز عشق تو

هیچ غمی در چشمانم نیست جز شوق دیدار تو

و هیچ ارزویی ندارم جز سلامتی وجود تو

ساعت 00:00 یعنی

شروع یک روز نو با تو و در کنار تو

تولد دوباره ی عشق تو در قلبم و فرصت زندگی عاشقانه ای دیگر

فرصت مجدد دوست داشتنت و چشیدن طعم شیرین مهر و محبتت

و آغاز دوباره ی تو در برگی دیگر از زندگی ام

دوباره تو را خواندن دوباره از تو نوشتن

ساعت 00:00 یعنی

ساعتی فقط برای تو

قلبی فقط برای تو

شوقی فقط برای تو

و من فقط برای تو