تو و بارون
دیشب باران می آمد . دیشب ماه و ستاره ها زیر لحاف آسمان ابری رفته بودند
نمی دانم دیشب باران همراه یاد تو آمد یا یاد تو همراه باران؟
دیشب باران به شیشه میزد و یاد تو به قلبم تیشه
عجب محفلی بر پا بود در قلبم با صدای چک چک باران و زمزمه محبت تو
دیشب من تو را زیاد یاد کردم و تو نیز از یاد من غافل نبودی .
هوای خاص عاشقی هوای بارانی است
نم نم باران و هوای خوش یار و خیال دستان گرم تو
یک نفس عمیق و یک لیوان چای داغ و تماشای چشمان تو زیر باران
تجربه ی دوست داشتن تو توی هوای بارونی عجب حالی داره
گوش دادن به حرفات با موسیقی بارون شنیدن داره
و شکفتن غنچه ی لبخند تو زیر بارون دیدن داره
راست میگند ادمها زیر بارون عاشق تر میشند
خاطره ها زیباتر میشند و موندگارتر توی ذهن من توی ذهن تو زیر بارون
عشق عطر و رنگ دیگه ای داره توی قلب من توی قلب تو همراه بارون