بهش گفتم اونقدر که فکرشو میکنی دوستت ندارم

با تعجب نگاهم کرد و خواست چیزی بگه

در ادامه بهش گفتم:

چون اونقدر دوستت دارم که فکرشو نمیکنی

داشت می خندید که ازش پرسیدم

عشق من کیه ؟

در جواب گفتش من

و من در ادامه بهش گفتم چرا یک "من "

من تو رو صدها " من " دوست دارم

بهش میگم اختلاف سلیقه همه جا هست دلیل نمیشه

هر چی تو دوست داشته باشی منم دوست داشته باشم

با تعجب میگه نه من هر چیو تو دوست داشته باشی دوست دارم .

بهش میگم :

مثلا تو ممکنه منو دوست داشته باشی اما من فقط تو رو دوست دارم فقط تو رو

میگه من تو رو خیلی دوست دارم خیلی زیاد

و من بهش میگم اما من تو رو بی نهایت مثل بقیه دوست ندارم من تو رو فقط "یکی "دوست دارم یه دونه فقط چون تو یک دونه ی قلب منی قشنگم

گفتش مگه منو دیدی که میگی قشنگم ؟

گفتم خوابتو دیدم ..گفت واقعا خوابمو دیدی چه شکلی بودم ؟

گفتم قیافت قشنگ یادم نیست اما چنان عطرت تو خوابم پیچید که تا چند روز بیهوش بودم.

خندیدید و گفتش خالی نبند برام

گفتم نه والا به خدا خالی نمی بندم ببین تو اونقدر در من فراوانی که جای خالی در وجودم پیدا نمیشه حتی قد یه ارزن

و باز خندید و گفت :پسر تو دیگه کی هستی ؟

و من خندیدم و گفتم: من عاشق تو هستم عاشق تو

داشت می رفت که صداش زدم وبهش گفتم :

تو المثنی نداری فقط یه دونه ای

پس خیلی مواظب خودت باش .

دوباره خنده اومد رو لب هاش و گفت : خیلی دیوونه ای

و من در جواب ش گفتم :مگه شک داشتی ؟من دیوونه ام دیوونه ی تو