می گویند هر ادمی یک بار فقط زندگی می کند

یک بار متولد میشود

و فقط یک بار فرصت دارد طعم زندگی کردن را بچشد.

کجا ی دنیا و با چه جنسیتی و با چه رنگی و با چه قیافه ای متولد شوی دست تو نیست

پدر ومادر و خواهر و برادر وعمو وخاله و عمه ات را تو انتخاب نمیکنی .

خیلی از خصوصییات رفتاری و جسمانی را به ارث میبری

اما فقط تعداد اندکی از ادمها خود واقعی شان را پیدا می کنند

فارغ از جنسیت و مکان و ژن هایشان

مسیر زندگی شأن را مشخص می کنند و از تمام داشته هایشان

برای رسیدن به آرزو هایشان استفاده می کنند

می دانند از زندگی چه می خواهند می دانند از کجا شروع کنند

راه خوشبخت شدن را بلدند.

تلاش کردن را بلدند استوار و صبور و توانا هستند

فعل خواستن را به توانستن گره میزنند

و من

یکی از این آدمها را میشناسم .

بله تو را می گویم جانانم

تو در عشق ورزیدن نیز استوار و صبور و‌توانایی

عشق را تو ذره ذره و لحظه لحظه فکر میکنی

و در قلبت با آن زندگی می‌کنی.

تو به عشق نیز شخصیت داده ای

از عشق بتی ساخته ای قابل ستایش واستوار

از عشق باغی آباد کرده ای زیباتر از گلستان و سبز تر از بوستان

و از عشق کاخی بنا نموده ای سرشار از مهر و محبت

و من

چه خوش شانسم که با تو آشنا شدم

من چه خوشبختم که خواست قلب تو شدم

و من در قلبم بعد تو آرزویی نخواهم داشت

به جز خواستن تو . به جز دوست داشتن تو وسلامتی و سعادت تو