معنی عشق و دوست داشتن را کودکان می فهمند

ساده و ثابت و صمیمی

بی هیچ قید و بندی و رها از منافع و موارد

معنی عشق را قدم ها می دانند زخم پاها کشیده اند

مرثیه دلتنگی را راهها شنیده اند و تیغ راهها چشیده اند.

جریان عشق را باید از رود متلاطم پرسید واز خنجر صخره ها

معنی عشق را در طلوع خورشید جستجو کنیم

میان پرتو های نورش که غنچه ها را بیدار می کند

از دست نوزشگر گرما بخشش که به همه جا یکسان می تابد .

خورشیدی که مدام در خود میسوزد و نعمت زندگی میشود برای یک دنیا

سراغ عشق را باید از نامه هایی گرفت که هر گز تمبر نخوردند

از دلنوشته هایی که هرگز خوانده نشدند .

عشق را باید از مادری پرسید

که درد زایمان گاه کمترین دردی میشود که کشیده

مادری دیدم که روز ی هزار بار در راه این عشق جان میداد.

عشق را باید از مرغ مهاجری پرسید

که از زخم تیر شکار چیان صد ها خاطره نقش بالهایش دارد.

عشق را باید از قلب عاشقی پرسید که می تپد

از نفسش که بی او به تنگ می اید

از خاطری که همه سطرش یاد اوست

و از چشمانی که در انتظار به خواب میروند

عشق را باید از تو پرسید

واز تو آموخت.

که همچون رود عشق در تو جاری است

همچون خورشید درس مهربانی و فداکاری میدهی

عشق تو بهاری است چهار فصل

عطر زندگی است جاری در زمان