عشق ابدی!!!!
من آدمم ترکیبی از یک جسم و یک روح
جسمی که تاریخ تولدی دارد و در بند زمان و مکان است و مدام درگیر آنم
و روحی که نه از آغازش و نه از پایانش خبر دارم .. مبهم و اسرار آمیز و فقط حس می کنم وجودش را
من آدمم متولد این دنیا ... که به اراده ی خدا این جسم و این روح به هم رسیدند و بودن سهم من شد .
از ابتدا مطیع جسمی شدم که محتاج بود و مرا وادار می کرد به ساز نیازش هر روز برقصم
یک روز دغدغه ی آشیانه و یک روز مرکب تند و یک روز طعامی بیشتر و لذیذ تر ...
سالهاست برای رسیدن به سهمی بیشتر از این دنیا زمان را قربانی کرده ام و تاخته ام برای آنچه که خوشبختی صدایش می کنند
فراموش کرده بودم محدودم بین یک آمدن و یک رفتن
و این همه دویدن ها که اسمش را گذاشته ام زندگی تمام خلا ئ های مرا پر نخواهد کرد
و یک روز تو به حکم تفدیر بود یا اتفاق یا شانس در مسیر زندگیم قرار گرفتی
در قلبم صاحب مسندی شدی و این دل به هزار دلیل بی منطق عاشقت شد
آمدنت تلنگوری بود به این زندگی کم عرض و تکراری و بی روحم
با آمدنت گویی دوباره متولد شدم و چشم دلم را باز کردی
تا روح تنهایم را ببینم و فریاد های نیازش را بشنوم
مرا خاطر خواه و عاشق خودت کردی و قلبم را از آن خود
دلبردی از من بدون آنکه بفهمم و دلداده ات شدم بدون آنکه بدانم
شیفته مهر و محبت و مرامت شدم
و هر روز برای دیدن و شنیدنت بی تاب تر و برای فهمیدنت مشتاق تر
تو به من عشق ...تو به من درس دوست داشتن دادی و پنجره ای تازه به سمت دنیا برایم گشودی .
جانان من
تو به من حسی دادی که هر گز تجربه اش نکرده بودم و به روحم جانی دوباره بخشیدی .
مسیر واقعی خوشبختی را نشانم دادی و مفهوم زندگی را برایم دو باره نوشتی .
دوست داشتنت در قلبم اتفاق افتاد و روحم را تسخیر کرد .
محبتت به دلم نشست و نفست به جانم گره خورد .
و اینگونه شد
که هر روز در ستایش این عشق بنویسم و برای با تو بودن و برای دوست داشتنت قلم فرسایی کنم .
ذکر محبت و مهربانی و زیباییت گویم و از شوق داشتنت قلبم را هر روز از عشق لبریز کنم .
من آدمم ترکیبی از یک جسم و یک روح
و هر دو مبتلا به تو
خواستنت هم خواسته جسم است و هم روح
قلبم برای تو میتپد و جانم به جان تو بسته و جام عمرم در دستان توست
دوستت دارم با تمام وجودم
آرزوی قلبی منی تو و برای روحم آرام جانی برای همیشه
من یک ادمم محدود به زمان و مکان و محکوم به بودن و نبودن
اما با عشق تو دیگر نبودن معنی ندارد .
چون من عشق تو را با روح و جانم لمس کرده ام
و هرگز این عشق و محبتت در من خاموش نخواهد شد ...