برای من نوشتی ...برای تو می نویسم
نوشتی برایم:
من اونقدر تو را دوست دارم که حاضرم توهمیشه خوشحال تر از من باشی
و تو خوب می دانی که علت خوشحالی من تنها تو هستی
برایم نوشتی : من تو را آنقدر دوست دارم که می خواهم همه چیزای خوب برای تو باشد.
و خودت خوب میدانی تو بهترین چیز خوب دنیا برای منی و غیر تو و بدون تو خوبی معنایی برایم ندارد
برایم نوشته بودی:
من اونقدر تو را دوست دارم که دلم می خواهد بیشتر از من بخندی..
و تو خوب مرا میشناسی که برای لبخند های تو چگونه می خندم پس نگذار هر گز خنده های من تمام شود جانان من
نوشته بودی :آنقدر دوستم داری هر ناراحتی به جان میخری تا من خوشحال باشم
و ان روز من نباشم که دلیل ناراحتی ات شوم
(((مهربانم باز با کلام دلنشینت ابر احساسم را بارور کردی که از شوق داشتنت چشمانم بارانی شد)))
و برایم نوشته بودی: آنقدر مرا دوست داری که آرزوی تو تحقق آرزوهای من به راحتی باشد
و در جوابت می نویسم آرزوی من تویی
چه راه رسیدن به تو آسان و سهل باشد
و چه طولانی .و سخت وجان فرسا
من از دوست داشتنت واز خواستنت
دست نخواهم کشید.