سلام صبح بخیر قشنگم و امید زندگیم

تو دلم دائم ذکر خیر توست عزیزم میدونی؟

الهی من بشم فدای اون چشای قشنگت عزیزم

دلمو بردی با اون مژگان بلندت به کی بگم؟

آخه خوشگلی در این حد مگه میشه؟

آخه خانومی این قدر تا حالا کی دیده؟

آخه تو سنگ تمومی تو محبت و مرام و معرفت

دیگه من حریف این دل نمیشم این شده جنگ

اومده بودم صبح بخیر بگم دوباره طبع شعرم گل کرد

هر چی می خوام ساده و کوتاه بگم ..حریف این دل نمیشم

فدای تو بشم قشنگ من عزیز من بانوی قلبم همیشه

میشه یه شکوفه ی لبخند بزاری روی صورتت ماه من

میشه یه چشمک بزنی که بدونم خوشت اومد از نامه ی من

راستی دستتو‌بزار روی قلبت ببین من هنوز اونجام دلبر من

موهاتو پریشون میکنی تا دوباره دلم بره برای تو لیلی من

به خدا دلم میگه تو از همه دلبرای دنیا بهتری بانوی من

حال و احوال خوشت دعام شده از دم صبح تا آخر شب

اینم اخرین جمله به اصرار دلم برای تو مونس من

تویی خون تو‌رگهام تویی دنیای من ...فدات بشم

دوستت دارم واسه امروز واسه فردا تا زمانی که زنده ام