مجنون تر از مجنون!!!!؟
من که معجزه را قبول نداشتم
من حتی سرگذشت عشاق تاریخ را افسانه می دانستم
و اگر کسی از عشق. می گفت
می خندیدم و به او میگفتم یا سرت به جایی خورده یا گرمی زیاد خوره ای
اما اینها همه برای قبل آمدنت بود
من معجزه ی عشق را با تمام وجودم حس کرده ام
کفر اگر نبود می گفتم عشق تو همچون دست عیسی مرا دوباره زنده کرد
عشق تو تمام بت های قلبم.ر ا شکست و قلب مرا شکافت.
داستان تو با من کم از هیچ افسانه ای ندارد
تو از هر لیلی لیلی تر هستی و من از هر مجنون مجنون تر
من از هر فر هادی کوشا ترم و تو از هر شیرینی دلبر تر
تو از هر ذلیخاهی خواهان تری به من که همچون یوسف زیبا نیستم.
تو اگر عشق دل من باشی....مجنون شدنم دگر دست خوذم نیست
یک نظر دیدن چشمان تو عشقم...مستم کند و بازدست خودم نیست
تو تاریخ عشق را عوض کرده ای
تو جغرافیای عشق را تغییر داده ای
تو ادبیات و فلسفه ی عشقی تازه شدی
تو را دوست دارم ... داشته ام و خواهم داشت
من تو را از دورترین فاصله در قلبم لمس می کنم
تو مخاطب تمام شعر ها ودلنوشته های عالمی
و حتی تمام موسیقی های عاشقانه
و گویی سالهاست که همه از حال دل من و تو خبر دارند.