دوست داشتنت برای قلب من زندگی است

من از دوست داشتنت خسته نمیشوم

در ثانیه ثانیه لحظات عمرم به تو می اندیشم

حضورت را در قلبم مدام چک میکنم

به تو فکر می کنم با تو حرف میزنم برایت می نویسم...

و دوست داشتنت راتکرار می کنم

تو تکراری نشدنی ترین تجربه قلب من شده ای

من از دوست داشتنت خسته نمی شوم

من از خواستنت هرگز پشیمان نمیشوم

شاید دیدنت اتفاقی بود

شاید دوست شدنم با تو انتخاب خودم بود

لما دیگر عاشق شدنم دست خودم نبود و نیست

این عشق و علاقه ام به تو دلیل عقلی ندارد مسئله ای قلبی است

تکلیف قلب من نیز معلوم است

عمری در سینه ام می تپید و من از وجودش بی اطلاع بودم

با آمدنت اعلان وجود کرده در سینه ام

با دیدنت به جنب و جوش می افتد و گویی انقلاب می کند

تو را از هر ایرادی مبرا نموده و مشتاق دوست داشتنت شده.

منطق خودش را حاکم هر دلیلی کرده و ساز خودش را میزند

وپایبند فقط و فقط یک قانون است

ان هم " دوست داشتن" توست ...

من از دوست داشتنت خسته نمیشوم

همانگونه که قلبم از تپیدن خسته نمیشود

من تو را در هر تپش قلبم

همراه تک تک نفس هایم

در لحظه لحظه ی بودنم

عاشقانه از صمیم قلبم دوست می دارم.