عشقی که ثمره اش دلتنگی است

و درب دوست داشتن بر روی دو پاشنه می چرخد عجب عشقی است

در وصف دوست داشتنت همین بس که دلتنگی ام را هیچ شعر عاشقانه ای به گردن نمیگیرد

در وصف دوست داشتنت همین بس که دلتنگی ات را فراتر از هر دوست داشتنی تجربه اش کرده ام .

دوست داشتنت را به بهای دلتنگی ات دوست دارم و دلتنگی ات را به قدر دوست داشتنت دوست دارم .

شاید دیر پیدایت کرده باشم ولی زندگی من وقتی شروع شد که تو آمدی ..

از همان ابتدا به تو یه حس امن و آشنایی داشتم که انگار بعد یک سفر طولانی رسیدم به خانه ام

چجوری توصیفت کنم امن زندگیم .. صمیمی قلبم ..آشنای غریبم ..دلیل دلتنگیام

بدون هیچکسی نمیتونست منو به اندازه ی تو عاشق خودش کنه

بدون هیشکی نمیتونه مثل تو منو اینقدر خوشحال کنه و حال منو خوب کنه

و بدون هیچکسی نمی تونه جاتو تو قلبم پر کنه و هیچ کسی نمیتونه تو رو ازم بگیره

و هیچکس نمیتونست منو اینقدر دلتنگ خودش کنه و دل تنگ خودش کنه...

تو لطف خدایی تو نور چشمانمی ..کسی که تو رو می بینه شفا میگیره

بیا که دلم شفا بگیره که تو تنها درمان این دل عاشق دلتنگی ...