برای تو می نویسم
هر بار که من دستانت را در دست میگیرم
انگار جهان در دست من است
بین ما عشق بیداد می کند و عشق ...
و نیرویی شگفت انگیز ما را مدام به سوی هم میکشد
من و تو ستاره ایم که در مدار عشق به دور هم میچرخیم
و جهان به این بزرگی برای من خلاصه میشود به چشمان تو
و تو را آرزویی واقعی تر از بودن در قلب من نیست
اولین بار که در آن شب پر ستاره ....لبخند تو را دیدم
اولین بار که روی ماهت را در قاب چشمانم کشیدم
فهمیدم که تو پایان جستجوی منی برای عشق
تو آن پاسخی برای تمام پرسش های بی پاسخ من
تو همان آخرین تکه ی پازل برای تصویر عشقی
من حتی کوچکترین چیز ها درباره ی تو را دوست دارم
عاشق تو بودن ...یعنی صحیح ترین درک از زیبایی لحظه ها
من تمام این کلمات را از جان و از دل برای تو می نویسم
خودمان را دوست دارم
با تمام نقص ها و کاستی هایمان
من و تو شبیه هیچ کس نیستیم
اسم تو ...قسم من است
و در کنار تو بودن آرزوی من
دوست داشتنت تکلیف هر شب و هر روزم
همیشه قدر تو را می دانم
و روز به روز بیشتر عاشق تو خواهم شد
هر لحظه ای که با تو حرف میزنم
هر متنی که برایت می نویسم
و هر آن که یادت می کنم
رخداد اتفاقات شگفتی را در وجودم حس می کنم
شبیه یک معجزه است "دوست داشتنت " برای من