سلام به شیرین قلبم

سلام به مونس جانم

سلام به گل زندگیم

امروز نیز چشم باز نکرده تو بی دعوت امدی و در آشیانت ما وا گزیدی .در یادم طلوع کردی و قلبم را بیدار کردی

چشمانم با شوق خواندند تو را و کام وجودم چه شیرین شد از نامه ی پر احساست

همه ی نامه های تو زیباست

همه پیام های تو دلنشین و فوق العاده تاثیر گذارند

نکته ای که نامه ی امروزت را متفاوت کرده است زمان نوشتنش بود

ساعت چهار و نیم صبح!!!؟

باید عاشق باشی... یا مجنون باشی و یا دلباخته

تا معنی این را بدانی و کیف دنیا نصیبت شود...

ای ستاره ی دنباله دار اندیشه ام

ای خون در جریان قلبم

ای نسیم روح بخش زندگی ام

واقعا تو که هستی؟

تو مخلوق خاص خدایی شکی نیست

تو خاص و باب دل و ناب منی شکی نیست

و خدا تو را در دفتر تقدیرم نهاده حرفی نیست

ولی آنقدر خوب و بی نظیر و بر وفق مرادی

تو برای من فراتر از مخلوق و در مقام فرشته ای

تو الهه ی عشق و محبتی

تو همان وعده ی آرامش الهی هستی

تو قسمتی از وجود من شدی

تو قلب منی ...تو روح منی...تو گنج منی..تو همه چیز منی

تو واقعا معجزه ی زندگی منی

من اگر نعمت سلامتی دارم تو مکمل آنی

من اگر در سفره نانی دارم تو برکت آنی

من اگر در قلبم عشق و محبتی دا رم تو دلیل آنی

من اگر در زندگی جانی دارم تو امید آنی

و من اگر اینگونه با اشتیاق می نویسم تو تنها انگیزه ی آنی

تو همچون باران رحمتی خوشحالم که دارمت و مال من شدی

هیچ چیز قشنگ تر از داشتنت نیست

بیشتر از هر کسی تو دنیا دوستت دا رم و عاشقتم

تو تعریف نشدنی ترین حس منی

من برای فهمیدن این احساسم سالها خواهم نوشت

من برای یافتنت تمام راهها را تجربه خواهم کرد

و بدان هیچ مانع و هیچ بهانه ای مانع قلب من نمیشود

دوستت نداشته باشم.

تویی دوست داشتنی ترین ...دوست داشتنی زندگی ام.