یکی هست که هر صبح به یاد تو بیدار میشه و شوق دیدنت دلیل چشمانش برای باز شدنه

یکی هست که خوندن نامه هات هر صبح براش از هر اتفاقی جذاب تره

یکی هست که فکر کردن به تو را به هر فکر دیگری ترجیح میده

یکی هست که تکیه کلام تو را فراموش نمی کنه و به واژه ها و فر هنگ لغت تو لبخند میزنه

یکی هست که به موزیک مورد علاقه ی تو که معرفی کردی مدام گوش میده

یکی هست که به یاد لحظه های با تو ... لبخند روی لبش میاد

یکی هست که با سلیقه ی تو غذا میپزه و با ذائقه ی تو مزه دارش میکنه

یکی هست که هر شب سیب سرخش رو با پوست گاز میزنه و قبلش می بوستش

یکی هست که هر وقت دلتنگت میشه میره یه سوزن رو نخ میکنه و با هاش حرف میزنه

یکی هست که تو ایینه خونش مدام چهره شو از نگاه تو تماشا میکنه

یکی هست که تموم خیابونهای شهر رو با خیال تو طی میکنه و موسیقی مورد علاقه ی تو رو میزاره

یکی هست که یا لبخندت می خنده و از نگرانیت خواب شب رو به خودش حروم میکنه

یکی هست که به شوق تو لحظه ای دست از نوشتن برایت بر نمیداره

یکی هست که همه ی آرزو هاشو فراموش کرده و یه آرزو بیشتر نداره و اونم خوشبختی توست

یکی هست که از راه دور تحسینت میکنه و تو الهام بخشی براش

یکی هست که از تو عاشق بودن رو یاد گرفته

یکی هست که تو رو بیش از همه ی آدمها و حتی بیشتر از خودش دوست داره

و اون یکی منم من ...