بلد من !!؟
یکی از بارز ترین خصوصیات ادمهایی که همدیگه رو دوست دارند
توجه است برای شناختن بیشتر طرف مقابلشون .
مشتاقند به یاد گرفتن و به دونستن تا به درک بیشتری از هم برسند
به قول قدیمیا حواسشون شیش دانگ به همدیگه است
ابتدا به دنبال علایق و علائم بیرونی میگردند
از چه غذایی خوشش میاد ...چه رنگی رو دوست داره ...چه عطری رو بیشتر میپسنده و کی میخوابه و چه وقت بیدار میشه و تفریحش چیه و به انجام چه کار هایی علاقه داره و سه نقطه ...
ولی داستان من و تو با همه فرق داره
من و تو اول همدیگه رو دونستیم
ابتدا همدیگه رو شناختیم و فهمیدیم .
خوندیم و شنیدیم واز کنار هم بودن لذت بردیم .
موفقیت ها و شادی های زندگیمونو اول به هم میگفتیم
و وقتی استرس و نگرانی و دلواپسی داشیم می اومدیم آرامش هم میشدیم
با هم بودیم و این موضوع دلیل خوشحالی هر دو تامون بود
سالها پنهانی همدیگه رو دوست داشتیم و حواسمون به هم بود
اونقدر با دقت و وسواس همدیگه رو دوست داشتیم که نا گفته های همدیگه رو میشنویم و نا نوشته ها رو می خونیم ..از مکث ها و سکوت ها میفهمیم توی دلهامون چی میگذره و بسیار اتفاق افتاده هر دو به یه موضوع مشترک در آن واحد فکر کردیم بدون اینکه حرفی بزنیم .
بعد اینهمه سال میدونیم پشت خنده ها و حرفها و سکوتمون چه خبره
و خوب بلد شدیم همدیگه رو
اونقدر بلد هم شدیم که همه فهمیدند ما چه حسی به هم داریم .
من از تو ممنونم آرام جانم
که مرا به این خوبی بلد شدی و من در کنارت نیاز به هیچ توضیحی ندارم .
آرام جانم تو فوق العاده ای ... تو بی نظیری
تو به تنهایی دلیل حال خوب من همیشه بودی و هستی
تو بهترین همراهی
تو مطمئن ترین همفکری
تو امن ترین همدمی
تو ناب ترین رفیقی
تو صاحب مهربان ترین قلبی
بلد روح و جان و حال من تویی
و هرگز کسی مرا همانند تو دوست نداشته است.