چه حسابی و چه کتابی ؟

وقتی پای دوست داشتن تو در میان باشد .

من نه پابند حسابم و نه مقید کتاب ...

برای دوست داشتنت نه حدی می شناسم و نه به اندازه ای قانعم .

صبح به عشق دیدن تو چشم می گشایم و هر شب با خیال تو به خواب میر وم

و در این فاصله نفسی بی یاد تو نمیکشم .

و چه کوتاه است روز ها در کنار تو و چه زمان بی وفاست در جوار تو

ای کاش ساعتی داشتم که هر ساعتش کنار تو با یک روز برابری می کرد

و در دفتر تقویمش هر روزش یک ماه و هر ماهش یکسال و هر سالش یک قرن عمر داشت .

من تو را بی حساب وکتاب دوست دارم

در تمام لحظاتم و در هر کجا که باشم و با تمام وجودم ...

تو را قدر تمام ستاره های آسمان

تو را قدر تمام شکو فه های بهار

تو را قدر تمام بیت های عاشقانه دوست دارم .

تو را می خواهم فراتر از هر خواسته ای ...واجب تر از هر نیازی

در قلبم تو اقیانوس بی کرانی و در خاطرم تو مالک هفت آسمانی

من تو را در ابتدای همه ی خواسته ها و در انتهای همه ی آرزو هایم گذاشته ام .

برای دوست داشتنت هیچ مسیری برای من طولانی و محال نیست

و هیچ روزی شب نمی شود و دلم هر گز از دوست داشتنت خسته نخواهد شد .

و در یاد من تو "شیرین" ابدی هستی ...