هفت آسمان من !
چه حسابی و چه کتابی ؟
وقتی پای دوست داشتن تو در میان باشد .
من نه پابند حسابم و نه مقید کتاب ...
برای دوست داشتنت نه حدی می شناسم و نه به اندازه ای قانعم .
صبح به عشق دیدن تو چشم می گشایم و هر شب با خیال تو به خواب میر وم
و در این فاصله نفسی بی یاد تو نمیکشم .
و چه کوتاه است روز ها در کنار تو و چه زمان بی وفاست در جوار تو
ای کاش ساعتی داشتم که هر ساعتش کنار تو با یک روز برابری می کرد
و در دفتر تقویمش هر روزش یک ماه و هر ماهش یکسال و هر سالش یک قرن عمر داشت .
من تو را بی حساب وکتاب دوست دارم
در تمام لحظاتم و در هر کجا که باشم و با تمام وجودم ...
تو را قدر تمام ستاره های آسمان
تو را قدر تمام شکو فه های بهار
تو را قدر تمام بیت های عاشقانه دوست دارم .
تو را می خواهم فراتر از هر خواسته ای ...واجب تر از هر نیازی
در قلبم تو اقیانوس بی کرانی و در خاطرم تو مالک هفت آسمانی
من تو را در ابتدای همه ی خواسته ها و در انتهای همه ی آرزو هایم گذاشته ام .
برای دوست داشتنت هیچ مسیری برای من طولانی و محال نیست
و هیچ روزی شب نمی شود و دلم هر گز از دوست داشتنت خسته نخواهد شد .
و در یاد من تو "شیرین" ابدی هستی ...