آرزوی ابدی من !
دوست داشتنت عادت شده در وجودم
حسی شبیه تشنگی است
که نمیشود از یادش برد نمیشود !
دوست داشتنت نیاز شده برای وجود من
حسی شبیه نفس کشیدن
که نمیشود بدون ان زنده بود نمیشود!
دوست داشتنت جاری است در وجود من
همچون خونی که در رگهای من جاری است
همچون نوری که در چشمانم می تابد
و همچون روحی که جسمم را در آغوش گرفته ...
تو دیگر " تو "نیستی تو جزئی از وجود منی !
و حتی بیش از " من " در منی
در یادم تو بیش از هر خاطری
در خاطرم تو بیش هز نامی
و نام تو در قلب من " عشق " است عشق
دوستت دارم
آرزوی ابدی من
شوق ابدی من
عشق ابدی من ...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 15:14 توسط Mr
|