الف مثل « تو » !؟
عاشقانه هایم را می نویسم
و دوست داشتنت را در سطر سطر این خطوط تکرار می کنم
مشتاقت میشوم ............می نویسم
بی قرارت میشوم............... می نویسم
دلتنگت میشوم.................. می نویسم
من اینگونه عشق را در آغوش میکشم
و حرفهای دلم را اینگونه بیان می کنم
وقتی مخاطب نوشته هایم " تو " باشی
لغات نیز به ساز دل من میرقصند
آسمان عظمت عشقت را به خود میگیرد
ماه زیبایی ات را گردن آویز شبهای مهتابی اش می کند
و گل ها سر عطر تو گلبرگ هایشان را پر پر می کنند .
نم نم باران میشود وصف لطافت تو
گرمای خورشید میشود مصداق محبت تو
و دریا میشود مسحور آرامش تو !
بر دیواره ی قلبم "دوست داشتنت " را حک کرده ام
و تکرار آن را مدام ٫٫ تو ٫٫
ببین و بخوان و بدان ...
جانان خواندن تو شوق نوشتن من است
و دوست داشتنت دلیل و برکت نوشته های من. ..
قلبم برای تو می تپد
قرارم را به قرار تو گره زده ام
و قلمم به یاد تو می نویسد.
و یک « تو ». شده همه ی زندگی من...