من شبم ماهم تویی.. من غمم آهم تویی

تو چه می خواهی که من ..هر چه می خواهم تویی

تو را یافتم در دنیایی پر رمز و راز !

که همه به دنبال یافتن گنج ها و راز ها و نا شنا خته ها بودند .

تو را یافتم میان کوچه پس کو چه های تنهایی هایم

انجا که غیر نسیم محبت تو کسی قدم نمیگذاشت .

من تو را یافتم در میان برگ های تقویم پریشانی هایم

همانجا که غیر نام تو در خاطره برگ هایش کسی محرم نبود

من تو را یافتم در اعماق وجودم و حس کردم از صمیم قلبم

انجا که نام یک نفر نقطه چین رد شده بود و اکنون نام تو نقش بسته

من تو را یافتم در لا بلای شکو فه هایی که بهار به تن کرده بود .!

من تو را یافتم در آرامشی که ساحل در آغوش گرفته بود

من تو را در پرتو های بی منت خورشید و در روشنایی مهتاب یافته ام

من تو را در تمام زیبایی های دنیا و در کنار همه ی دلخوشی هایم گذاشته ام

من تو را فراوان تر از هر فکری در ذهنم و بیشتر از هر " دوست داشتنی" در قلبم دوست می دارم .