من تو را پیدا نکردم آمدی پیدا شدم .

تو را یافتم تا بدانم از این زندگی چه می خواهم .

تو آمدی دوباره بهار آمد و جوانه های امید در من شکفته شد

و دلم دوباره طعم خوشی را تجربه کرد .

امدنت فصل جدیدی شد در زندگی من ...

تو همانی هستی که بودنت همه چیز است

بودنت کافی است که آسمان نیلی تر و نم نم باران دلنشین تر شود و لبخند بر روی غنچه ی گلها بنشیند و خوش عطر تر شوند .

بودنت کافی است که ساز دل کوک کوک باشد و تمام اتفاقات بر وفق مراد رقم بخورند .

تو که باشی صبح م بخیر است و روزم بخیر و شبم بخیر و همه ی ایامم بخیر ...

بودنت کام دل " شیرین" می کند و دل به ساز دل" فرهاد" میتپد.

تو همان یکی هستی که بودنت جای همه ی نبودن ها را پر میکند و داشتنت برای من بهترین دارایی است....

تو همچون رنگی برای تابلو نقاشی و همانند متنی برای کتاب ...

تو همانند گلی برای بوستان و همچون هوایی برای نفس کشیدن

تو مثل بارانی برای دشت و تو همانند فرشته ای برای وحی

تو برگ برنده ای برای من و مسیر روشن زندگی منی

وقتی هوا سرده تو گرمای منی و

وقتی دلم بی قراره تو به من آرامش میدی

تو لحظات ترس کافیه به تو فکر کنم و جسور و شجاع بشم

وقتی شک میاد سراغم تو به من اعتماد به نفس میدی و مطمئنم میکنی .

هنگامی که خسته ام و احساس ضعف می کنم تو با عشقت تو با حمایتت منو بالا میکشی

توی این دنیای نا مطمئن تو حقیقت منی و تکیه گاهی وقتی همه چیز نا پایدار به نظر میرسه .

تو را دوست دارم چون زندگیم رو زیبا کردی .

با تو هر روز هدیه خداست و هر لحظه معنی داره و هر چالشی آسانتر میشه .

تو خانه ی امن احساس منی

تو وجودت بهترین آرامش و داشتنت بزرگترین شادی است برای من ...