کلبه احساس !
من تو را پیدا نکردم آمدی پیدا شدم .
تو را یافتم تا بدانم از این زندگی چه می خواهم .
تو آمدی دوباره بهار آمد و جوانه های امید در من شکفته شد
و دلم دوباره طعم خوشی را تجربه کرد .
امدنت فصل جدیدی شد در زندگی من ...
تو همانی هستی که بودنت همه چیز است
بودنت کافی است که آسمان نیلی تر و نم نم باران دلنشین تر شود و لبخند بر روی غنچه ی گلها بنشیند و خوش عطر تر شوند .
بودنت کافی است که ساز دل کوک کوک باشد و تمام اتفاقات بر وفق مراد رقم بخورند .
تو که باشی صبح م بخیر است و روزم بخیر و شبم بخیر و همه ی ایامم بخیر ...
بودنت کام دل " شیرین" می کند و دل به ساز دل" فرهاد" میتپد.
تو همان یکی هستی که بودنت جای همه ی نبودن ها را پر میکند و داشتنت برای من بهترین دارایی است....
تو همچون رنگی برای تابلو نقاشی و همانند متنی برای کتاب ...
تو همانند گلی برای بوستان و همچون هوایی برای نفس کشیدن
تو مثل بارانی برای دشت و تو همانند فرشته ای برای وحی
تو برگ برنده ای برای من و مسیر روشن زندگی منی
وقتی هوا سرده تو گرمای منی و
وقتی دلم بی قراره تو به من آرامش میدی
تو لحظات ترس کافیه به تو فکر کنم و جسور و شجاع بشم
وقتی شک میاد سراغم تو به من اعتماد به نفس میدی و مطمئنم میکنی .
هنگامی که خسته ام و احساس ضعف می کنم تو با عشقت تو با حمایتت منو بالا میکشی
توی این دنیای نا مطمئن تو حقیقت منی و تکیه گاهی وقتی همه چیز نا پایدار به نظر میرسه .
تو را دوست دارم چون زندگیم رو زیبا کردی .
با تو هر روز هدیه خداست و هر لحظه معنی داره و هر چالشی آسانتر میشه .
تو خانه ی امن احساس منی
تو وجودت بهترین آرامش و داشتنت بزرگترین شادی است برای من ...