تو را چگونه بلد شوم؟

در کدامین تاریخ سلسله عشق تو را جستجو کنم.

تو که نه آغازی داری و نه پایانی!

تو را در کدام جغرافیا جای دهم وقتی همچون نسیم در جریانی و همچون مرغ مهاجر بی قرار.

من تو از لا بلای کدامین گل ها بچینم وقتی عطرت در هیچ گلستانی یافت نمیشود ولی حضورت را در هر بوستانی میشود حس کرد...!

وقتی همه ی متن ها از تو میگویند و همه ی شعر ها در وصف تو سروده شده آند.

واقعا سخت نیست یافتن شعری لایق وصف تو؟

دوستت دارم و می خواهم تو را بلد شوم

در هر کجایی که باشی تو را خواهم یافت و از تمام دوست داشتن هایت تاریخ خواهم ساخت.

هنگام بودنت شعر می سرایم و گاه نبودنت با خاطراتت رویا می بافم.

تو هر لحظه وهمه جا در یاد منی و علاقه ام به تو نهایت بی انتهاست.

خاطراتت تنها تاریخی است که ماندگار است در تقویم ذهنم

و در جغرافیای وجودم تنها تو حکم فرمایی ...

بلد شدنت شیرین ترین درس زندگی ام شده

و آمدن به مکتب عشق تو لذت هر روزم ...