نامه ای برای تو
حرف هایت را میشنوم بیشتر عاشقت میشوم
گوشم ..جانم ..روانم آرام میگیرد
تمام دنیا مال من است وقتی تو کنار منی
این دنیای بزرگ در کنار تو به اندازه ی آغوشی کوچک میشود
و این قلب کوچکم به قد دوست داشتنت بزرگ میشود
دیگر مهم نیست در انتهای کدام جاده زندگی میکنی
تو که باشی همه ی جاده های دنیا به قلب من ختم میشود .
می خواهم به تو بگویم هر کجا که باشی
قلب من ... روح من ... جسم من فقط عاشق توست .
من تو را دوست دارم از دور ساکت و عمیق و بی حد و بی انتها ...
تو را که دارم نفس دارم ...عشق دارم ...و امید ی که قلبم را زنده نگه می دارد .
زیبای بی همتای من تو دلیل شادی و آرامش و اصالت من شدی
می دانی تو یه ورژن از منو دیدی و شنیدی و لمس کردی
که هیچ کس و تاکید می کنم هیچکس ...
تا حالا نه اونو دیده و نه میتونه ببینه و نه حتی می تواند آرزویش را داشته باشد .
و این همه به خاطر خاص بودن توست
همدلی ات را دیده ام و هم صحبت لحظات تنهایی ام بوده ای
دست به دست احساسم دادی و با من تمامی کوچه پس کوچه های پنهان وجودم هم قدم زدیم
دفتر خاطراتم را برایت ورق زدم و با تو روی ابر آرزوهایم راه رفتم و صندوق اسرار درونم را نزد تو گشودم
و تو اکنون مرا بهتر از خودم میشناسی .
کودک بازیگوش درونم را توبیدار کرده ای .
یادم دادی دوست داشتن را و به من آموختی عشق ورزیدن را
تو به قلبم شادی و به لبهایم خنده هدیه دادی
تو از آن بت سنگی بی احساس مرا بیرون کشیدی
و مرا از نو آفریدی
اینگونه که می بینی و میشنوی و می خوانی ...