یکی هست مثل تو
حکایت عاشقی هم حکایت عجیبیه
یک نفر هست جای همه به نام تو
همه جا با تو میاد گویا همزاد توست .
این تو با تو میخنده با تو غمگین میشه وهوای چشاش جو چشمای توست .
همصحبتی داری به نام تو و اونم همصبحبتی داره مثل تو
"تو" عاشق توست و تو هم عاشق "تو"
همه ی دنیات میشه فقط "تو" و دنیا ی"تو" هم میشه فقط تو
قول و قرارات و وقت خالیات فقط برای "تو "و اون "تو" هم با یکی بیشتر قول و قرار نداره اونم فقط تو
میدونم گیج شدی از این همه تو .
اما دنیای عاشقی اینجوریه
تو دیگه نیستی
همه چی خلاصه میشه برای یک "تو"
فقط و فقط "تو"
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 19:16 توسط Mr
|