ای کاش می توانستم دوست داشتنت را با تمام زبانهای دنیا نه و با تمام لهجه ها فریاد میزدم.

و ای کاش...

دوست داشتنت را به رسم ابر ها می باریدم

دوست داشتنت را همچون خورشید می تابیدم

و دوست داشتنت را همچون گلها می شکفتم و همچون نسیم می وزیدم و همچون موج می غلطیدم.

دوست دارم " دوست داشتنت " را همچون فرهاد بر روی سخت ترین سنگ دنیا حک کنم

دوست دارم بخاطر" دوست داشتنت" همچون مارکو پولو تمام دنیا را به دنبالت بکردم

دوست دارم " دوست داشتنت" را همچون مولانا مثنوی کنم و همچون حافظ فال خوش هر روزم ...

و ای کاش باغبان بودم و دوست داشتنت را همچون گلها می کاشتم شکفتن تک تکشان را هر صبح جشن میگرفتم و از تماشایشان چشمانم را رنگین میکردم.

اصلا چرا این همه ای کاش

وقتی " دوست داشتنت" بر دلم ابدی حک شده و زیباترین و ناب نرین تجربه ها را برایم رقم زده.

" دوست داشتنت " شگفت انگیز ترین اتفاق وجود من است و " دوست داشتنت" دوست داشتنی ترین عادت هر روز من شده...