جانم فدای تو ...!
دلم می خواهد تمام آرزوهای تو از مسیر قلب من بگذرد
و تمام خواسته هایت اول به گوش دل من برسد .
دلم می خواهد قلبت را از شکوفه های شادی و امید به گلستان مبدل کنم
و همه ی علف های هرز غم را من از دلت بر چینم
تا نفس می کشم دلیل خندیدنت و محرم درد دلهایت من باشم .
دلم می خواهد تا ابد زمزمه های محبتم را به گوش تو بخوانم
از جام چشمان تو بنوشم و مستانه هایم را در وصف تو بسرایم .
دلم می خواهد در آغوش بگیرم تمام تب تند احساست را
ای دورترین نزدیک به من و غریبه ترین آشنا...!
دلم می خواهد نزدیک ترین نزدیک به تو باشم و آشنا ترین آشنای قلبت تا ابد
همراه دائمی تو و همدل همیشگی تو و هم نفس تمام لحظات تو باشم .
دوستت دارم نه تنها زبانی و نه تنها کلامی و نه تنها قلبی ...
در هر نفسم و همه ی تپیدن های قلبم و با ذره ذره ی وجودم
من تو را دوست دارم .
چقدر دلم می خواهد زندگی المثنی داشت
و روزی هزار بار می گفتم "جانم فدای تو "
و بدون شک این بزرگترین آرزوی من است .