عصر بخیر دلبر
و تو آنچنان در خاطر من ماندگاری
که لحظات نبودنت را با دنیا معامله نمی کنم
می خواهم آنچنان خاطرت را ، که نقل خاطر خواهی ام نقل محفل ستاره ها شود
می خواهم آنچنان دوست داشتنت را با اراده تر از فرهاد " شیرین٫"
و بی قرار تر از مجنون ،لیلی و با وفاتر از شهریار ،ثریا...
عشق من
می دانم که می دانی
عشق دردی است که درمان همه چیز است و درمانی است که خودش درد بی درمان است.
ولی این عشق است که عشق می آورد و عشق انگیزه می آفریند و انگیزه امید میشود و امید زندگی است و زندگی عشق است وعشق از عشق متولد میشود.
جانان
هیچ کسی در این دنیا قدر من تو را دوست ندارد و می دانم در این دنیا، در قلب هیچ کسی همچون تو دوست داشته نمیشوم.
آرام جانم
عشقم
عصر بخیر...
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 17:11 توسط Mr
|