می خواهمت ...!
من به کوتاهی یک عمر تو را می خواهم ...!
می خواهمت تا نهایت بی تابی و با همه ی پریشانی و در اوج شیدایی
می خواهمت از قبل طلوع آفتاب تا غروب آخرین ستاره ی شب
بیشتر از بیست و چهار ساعت یک روز
بیشتر از هفت روز هفته و یکصد و بیست سال و اندی ...!
من تو را از عمق ژرف ترین دریاها تا دورترین کهکشانها می جویمت
به قدر تمام شکوفه های شکفته شده و تمام پیله های پروانه شده
به قدر تمام قطرات بارانی که تا کنون باریده و تمام پرتو هایی که از بدو تولد خورشید تابیده
به قدر نیک ترین افکار و زیبنده ترین متن ها و فصیح ترین اشعار
به زیبایی قلب های با محبت و به جاودانگی عشق ...
به قدر تمام تپیدن های قلبم و تا آخرین ضرب آهنگش که تو را می نوازد
به قدر بزرگترین آرزو هایم و به قدر خاص ترین خواسته ها یم
به قدر تمام اراده و توان و قوت و همتم و از صمیم قلبم
و در هر شرایطی و در همه ی زمانها و در هر جایی و در تک تک نفس هایم
تو را می خواهم
و دوستت دارم ...