"دوست داشتن " خدا ...!
خداکه نمیادش بهت بگه دوستت دارم
گاهی یه نفر رو میزاره تو مسیر زندگیت
گاهی یه ادم که ممکنه رفیقت بشه همسفرت بشه یا عشق دلت ...
مهم نیست مدت زمانش شاید یه عمر باشه و شاید یه رهگذر مثل نامه رسون خدا
اون ادم با رفتار و گفتار و کردارش پیام خدا رو بهت میرسونه
و تو بدون شک همون فرستاده ی خدایی وگرنه این همه خوبی و خاص بودن و باب دل بودنت محاله اتفاقی باشه
تو همون آدمی هستی که ضربان قلبت به خاطر " من " بالا و پایین میشه
تو همونی که وقتی میگی " دوستت دارم " نه تنها با گوشم اینو میشنوم
نه فقط می خونم بلکه من این جمله تو رو با ذره ذره ی وجودم لمس میکنم .
شیرینی اونو می چشم
و دلیل تپش های نا منظم قلبم میشه ...!
"انگشت به لب مانده ام از قاعده ی عشق
ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم "
شاید خیلی ها متعصبانه به نوشته های من ایراد بگیرند
اما خدای من خدای توست و خدای همه ی عالمه
خدا همه جا هست و جایی که عشق و محبت و مهربونی است بیشتر و بیشتره ...
خدا وسیله رو و مسیرو گاهی به زیباترین و عجیب ترین حالت ها فراهم میکنه
و خدا میتونه از هر آدمی یه فرشته بسازه برای هر آدم دیگه
تا برای زندگیش انگیزه بشه ...امید بشه و معجزه
تو دوستدار من بودی که حرف زدی
تو مشتاق دیدنم بودی که اومدی
تو عاشق من بودی که منو اینچنین عاشق خودت کردی
و این همه غلاقه ی من به تو و اشتیاق تو به من بی دلیل نیست .
نه فقط دیگر خواست من است و نه فقط خواست تو
و تا ثیر ما روی زندگی هم فراتر از هر خوشبختی است
من آنگونه که میگویم و انگونه که نشان میدهم نیستم .
من بیشتر از آنچه می گویم و نشان میدهم
بیشتر از آنچه میدانی ومی بینی و می خوانی
دوستت دارم
و تمام جانم به قربانت که از شدت خوب بودنت
حس کردم خدا دوستم دارد ...!