ت مثل " تو " ...!
" تو " تعبیر رویای منی و تقصیر شیرین تقدیر من ...!
تو تقاضای من بودی و با آمدن تلنگری زدی به این قلب تنها ...
تولد دوباره احساسم را " تو " رقم " زدی
" تو" دلیل تپیدن قلبم
"تو " تشویقم برای زندگی
و "تو " تمرکزم را به خودم بیشتر کردی .
تکمیل تمام آرزوهایم را " تو "مقدور ساختی
و تعالی روحم را من در کنار " تو " تجربه می کنم .
تصمیم و تاکیدمان این است که با تدبیر و توجه و تعهد به عشمان هر روز تحکیم بیشتری ببخشیم .
" تو " ای ترانه سرای وجودم
عشقت توشه ی بی تردید تمام اندیشه ی لحظاتم شده
و تبسم زیبای " تو " با ارزش ترین تابلوی خاطرم
بر طاقچه قلبم نام " تو " برای همیشه حک شده
و قلبم می تپد و تکرار تپیدنش تبلیغ خواستن " تو " ست .
تبحر " تو " در دلبری است و من به دلدادگی تسلیم ...!
و "تو "به من حسی میدهی که هرگز از آن توبه نمی کنم .
ت مثل...تپش و ترانه و تصویر ...!
ت مثل...توشه و توبه و تقدیر ...!
ت مثل ...تبسم و تکرار و تاکید ...!
و ت مثل تب و تاب و " تو "
" تو " تندیس عشقت تا ابد افتخار قلبم ...!
و تمام وجود من ، منظو مه ای که خورشیدش " تویی"...