دوستت دارم ...!
دوستت دارم
از صبح که چشامو باز می کنم دوستت دارم
با طلوع خورشید ...با صدای پرنده ها .. همراه نسیم دوستت دارم
زیر بارون ... تو کتاب ها ... تو قصه ها ...توی رویا ها م دوستت دارم
با گل و شبنم ...با شعر و ترانه ...چه دور باشی و چه نزدیک دوستت دارم
موقع قدم زدن ... هنگام کار کردن ...الان که دارم برات تایپ می کنم دوستت دارم
توی قلبم ...توی ذهنم و لا به لای افکارم ... توی خواب و بیداری دوستت دارم
وقتی که خسته ای ..وقتی سرت شلوغه و حواست به من هست دوستت دارم
وقتی حرف میزنی...وقتی میخندی ... وقتی شیطون میشی دوستت دارم
دلتنگت میشم ...بی قرارت میشم و گاه نگرانت میشم همش به خاطر اینه که دوستت دارم
تو رو با اون لبخند قشنگت ...به خاطر اون چشای مهربونت و با اون صمیمیت تو صدات دوستت دارم
روح بزرگی داری ...قلب پر محبتی داری و خیلی با اراده ای و من شخصیتت رو دوست دارم
وقتی برات می نویسم... وقتی نامه هاتو می خونم
وقتی بهم پیام میدی ...وقتی جوابتو میدم دوستت دارم
هر چقدر به تو بگم دوستت دارم بازم برای تو بسیار کمه
دوستت دارم با تمام احساسم
دوستت دارم و اینو به خدا هم گفته ام
به اندازه ی دلتنگی های عاشقانه ام و عمیق تر از بی قراری هایم دوستت دارم
بیشتر از چیزی که نشون میدم و بیشتر از چیزی که میدونی دوستت دارم
من تو را به اندازه ی تمام دوستت دارم های دنیا دوستت دارم ...