قبل از هر چیز ...!؟
من تو را دوستت دارم
من تو را بی هیچ مقدمه ای و نه به خاطر هیچ نتیجه ای دوستت دارم
من تو را بدون هیچ منطقی و به واسطه ی هیچ دلیل و بی هیچ بهانه ای دوستت دارم
باورت بشود یا نشود گاهی فکر می کنم
من تو را نه از بدو تولدم بلکه خیلی از قبل تر دوستت دارم ...!
نکند فکر می کنی دوست داشتن تو فقط علاقه ی قلبی من است
من تو را از قبل آنکه در وجودم قلبی تپیده باشد دوستت دارم ...!
من تو را از قبل آنکه معنی "دوست داشتن "را بدانم دوستت دارم ...!
من تو را به واسطه ی خواندن و نوشتن نه ...
قبل از آنکه "الف " کلاه بر سرش بگذارد و از قبل تصمیم کبری دوستت دارم ...!
از سن و سال خورشید بی خبرم ولی تردید ندارم
من تو را قبل تر از هر روز زمین و از اولین روز طلوع خورشید دوستت دارم ...!
تو لطیف و پر از معنایی همچون شعر
من تو را قبل از هر قافیه ای دوستت دارم ...!
تو به زیبایی هر نقش جهانی و رنگین همچون رنگین کمان
من تو را از سادگی و بی نقش و نگاری و بی هیچ رنگی و لعابی دوستت دارم ...!
گفته بودند که بین عاشق و معشوق حرف زیاد است
من تو را بی هیچ حرف و حدیثی و در سکوت شبها دوستت دارم
تو معنی می بخشی به کلمات و به فعل ها و به هر نامی ...!
من تو را از هر واژه ای و من " تو " را از هر ضمیری بیشتر دوستت دارم
تو جلوه ی عشق و محبتی و آرامش خیال من و دیدنت اشتیاق چشمانم
تو را به از هر آرزویی و من تو را از چشمانم نیز بیشتر دوستت دارم ...