دلم تنگ نوشتن...!
دلم تنگ توست
دلم در هوای تو مدام در آسمان خیال پر میزند.
دلم تنگ تو میشود برایت می نویسم
از هم دوریم و نزدیکترین به قلب و احساس هم ...!
وقتی دلتنگ تو می شوم با تمام وجودم احساساتم را برایت می نویسم
و این که می دانم با چه شوقی می خوانی...! زیباترین و قشنگترین حس دنیا را به من میدهد.
از تو و برای تو مینویسم
می نویسم بر روی این صفحه ی خیالم را واقعی تر از تپیدن های قلبم...!
از زیبایی چشمانت و از قشنگی نگاهت آلبومی درست می کنم
از موهای مشکیت و از مهربانیت موج موج خیال می بافم
و تو را با خورشید و ماه و ستاره و رنگین کمان ...توصیف می کنم
می دانم با نوشتن نمی توانم تمام حس های درونی ام را به تو بیان کنم از بس بی نقص و فوق العاده ای تو
دور تو بگردم جانان من
همه ی حس هایی که به تو دارم بی نظیر و عالی اند
و مطمئنم در هیچ کجای دنیا و با هیچ فردی غیر تو قابل تجربه نیستند.
آنقدر زیبایی که دیگر با هیچ چیز نمی توانم توصیفت کنم جز خودت
آنقدر آرام جان شدی که با هیچ آرام بخشی قابل قیاس نیستی.
تو دلیل نفس کشیدن منی و دلیل لبخند روی لب هایم
تو زندگی را با بودنت و با نفس هایت برای من مینوازی...!
قافیه ی کدام شعر می تواند وصف لطافت و محبت تو را گوید؟
در کدام متن و جزوه و کتاب می توان از تمام خوبی های تو نوشت؟
دلم تنگ توست
و نوشتن درد این دلتنگی را اندکی کمتر میکند برای من...
اگر تو نباشی چه چیز این دنیا مرا خوشحال خواهد کرد؟
تو همه ی دار و ندار این قلب ٫٫ من ٫٫ عاشقی
ممنون که هستی نفس من
ممنون ، که تمام امید و انگیزه ی فردای منی
تو برای من بی نهایت همه ی چیز های خوبی
تو نوری ،تو عشقی ،تو زندگی هستی
تو برای من خود خود بهشتی...!
د